نقد و بررسی مطالعات تفسیری مستشرقان

روح الله سعیدی فاضل

چکیده 

از جمله مهمترین دانش هایی که در خدمت فهم قرآن کریم به کار گرفته می شود دانش تفسیر می باشد. خاورشناسان با توجه به اهمیت تفسیر تمامی سعی خود را جهت شناخت تفاسیر اسلامی، مفسرین بزرگ و روایات تفسیری مبذول داشته اند. آنها همچنین با رویکردهای تفسیری خود اقدام به تفسی آیات قرآن نیز نموده اند. موضوعی که افرادی همچون نولدکه(1930) مونتگمری وات(2006) و علی الخصوص گلدزیهر(1921) در نگاشته های خود به آن پرداخته اند.

نگاشته های تفسیری مستشرقان به صورت مستقل یا غیر مستقل، رویکردهای آنها نسبت به تفاسیر،روایات تفسیری،مفسرین و همچنین شاخصه های اصلی پژوهش تفسیری مستشرقان و خطاهای آنها در این زمینه از جمله مسائلی است که در اینجا سعی در بیان آنها داریم.

واژگان کلیدی: تفسیر، مستشرقان ، مفسرین ، گلدزیهر

 

 

 

مقدمه 

يكي از  مهم‌ترين عرصه‌هاي پژوهش مستشرقان، مطالعات بر روی تفاسیر قرآن کریم و رجال تفسیر بوده که در این‌باره تحقیقات فراوانی از جانب آنها صورت گرفته است.  در این بین عده ای از مستشرقان بدبینانه،تفاسیر قرآن کریم را مورد مطالعه قرارداده و مفسرین زیادی را نقد نموده اند و از این رهگذر گاهی خود به صورت پراکنده دست به تفسیر قرآن کریم زده به گونه ای که پیشنهاد بازنویسی تفسیر پیرامون آیات قرآنی را نیز مطرح نموده اند.

از جمله مهمترین افرادی که در این زمینه سخن رانده اند می توان به گلدزیهر،تئودور نولدکه و مونتگمری وات و دیگران اشاره نمود. در این مقاله سعی در بیان و نقد و بررسی نظرات آنها در خصوص تفاسیر و مفسرین و روش های تفسیری آنها داریم.

مفهوم شناسی

1- تفسیر 

«تفسير» در لغت از «فسر» به معناى بيان، روشن كردن‏  ، پرده برداشتن و كشف كردن است ‏، در تاج العروس آمده است: «الفسر الابانة و كشف المغطى ...» 

واژه «فسر» آشكار كردن و پرده برداشتن است.

برخی خاور شناسان معتقدند که واژه مزبور دخیل بوده و می بایست ریشه غیر عربی برای آن جست و جو نمود  که این ادعا در تاریخ زبان شناسی مورد تأیید قرار نگرفته و لغت شناسان ريشه آن را «ف س ر» مى‏دانند. تفسیر در اصطلاح به معنای زدودن ابهام از لفظ مشكل و دشوار، كه در انتقال معناى مورد نظر، نارسا و دچار اشكال است. 

2- استشراق 

استشراق، شرق‏شناسی یا خاورشناسی (Orientalism) در تعبیری موجز، دسته‏ای از پژوهش‌های غربی‌هاست که در خصوص میراث شرق، به ویژه مسائل مرتبط تاریخ ،عقاید،آداب ورسوم بحث می کند ؛ بنابراین خاورشناس شخصی از سرزمین مغرب زمین است که به مطالعه در خصوص شرق و مولفه های آن می پردازد  

مستشرقان با اهداف گوناگونی همچون تبشیری،استعماری و علمی سعی در مطالعه هر چه بیشتر ملت های مسلمان نموده و به طور ویژه همت خود را در دستیابی به فهمی جامع پیرامون قرآن کریم و میاحث آن گماشته اند. آنها از این رهگذر به ترجمه،چاپ،معجم نگاری لفظی و موضوعی،تدوین دایرة المعارف های قرآنی پرداخته اند.

نگاشته های تفسیری مستشرقان 

خاورشناسان با توجه به اهمیت تفسیر قرآن کریم و کشف معارف الهی به وسیله این علم ،مطالعاتی را از سده های اخیر در باب تفاسیر نگاشته شده پیرامون قرآن کریم توسط مفسرین مسلمان داشته اند که در قالب کتاب ها و مقالات خود،نظریاتی را در این خصوص مطرح نموده و به بیان اشکالاتی در خصوص علم تفسیر قرآن کریم و تفاسیر نگاشته شده پیرامون آن از جانب مفسرین سده های گوناگون با الاخص سده های اولیه پرداخته اند.

مستشرقان علاوه بر مطالعه در زمینه مباحث علوم قرآن ،از بحث و بررسی پیرامون علم تفسیر نیز غافل نبوده و با توجه به اهداف خود در این زمینه به نگارش کتب و پایان نامه های گوناگون پرداخته اند.

اهتمام مستشرقان به دانش تفسير زاييده قرن بيستم ميلادى است و پيش از اين پژوهشى در اين مسئله از طرف آنان ارائه نشده است. تنها در آغاز قرن بيستم ميلادى گذشته است كه نوشته هاى استشراقى به روش شناسى گرايش هاى تفسيرى مسلمانان و سنجش ميراث تفسيرى آنان پرداخته اند و در اين ميان موضوع تفسير قرآن در آثار مستشرقان بسيار جديد است. 

از مشهورترين پژوهش هاى تأليفى مستشرقان در زمينه تفسير ـ كه بيشتر مورد استفاده قرار گرفته است ـ كتاب ايگناس گلدزيهر (1921م) با عنوان گرايش هاى تفسيرى در ميان مسلمانان است كه دوبار با عنوان مذاهب التفسير الاسلامى به عربى ترجمه شده و نخستين بار دكتر على حسن عبدالقادر و بار دوم دكتر عبدالحليم نجار آن را به عربى ترجمه كرده است. اين كتاب از همان آغاز نشر به عنوان يك منبع اصلى و مورد مراجعه پژوهشگران جا افتاد; در حالى كه نويسنده آن فردى متعصب و داراى ديدگاه هايى خلاف اسلام و قرآن بود. خود كتاب نيز اشتباهات علمى و خطاهاى برخاسته از جهل فراوانى را در خود داشت كه مؤلف مرتكب آنها شده بود با این حال گلدزیهر از جایگاه مناسبی در میان خاورشناسان برخوردار می باشد. 

بعد از كتاب گلدزيهر, آنچه در درجه دوم اهميت قرار دارد, كتاب مستشرق فرانسوى بلاشر (1973م) است. گسترده ترين نگاشته بلاشر در زمينه تفسير قرآن, مجموعه مباحثى است كه وى در ضمن جزء دوم تأريخ الادب العربى نوشته است. اين كتاب به همت رضا سعادت از فرانسوى به عربى ترجمه و نخستين بار ترجمه عربى آن در سال 1972 م منتشر شد. همين ترجمه در مبحث اول مدخل تفسير دايرة المعارف جهان نيز آمده است. 

از دیگر آثار مستقل در این حوزه می توان به کتاب تفسير قرآن در دوره جديد که توسط مستشرق هلندی ج. بالجون (1961م لندن) نگاشته شده است اشاره نمود. لازم به ذکر است که او به مطالعه در خصوص تفاسیر جدید که به زبان اردو در هند و پاکستان نگاشته شده پرداخته است.  

رویکرد تفسیری مستشرقان 

مطالعه و تحقیقات مستشرقان در دانش تفسیر و نگاشته های تفسیری حاوی شبهات فراوانی است که در این زمینه بیان گردیده است که در این مختصر به 4 قسم آن اشاره خواهیم نمود:

الف) تشکیک در بزرگان مفسرین

عمده روایت های تفسیری در سده اول هجری که از جانب صحابه و تابعان نقل گردیده است مستشرقان را متوجه نقش اساسی صحابی کبار پیامبر اکرم گردانیده است که مرویات آن حضرت از جانب ایشان برای افراد بیان می شد. لذا مستشرقین با توجه به نقش اثر گذار آنها سعی در تخریب شخصیت این صحابی و تشکیک در صدق گفتار و اعتماد بر قدرت حافظه و عدالت آنها دارند.به عنوان مثال ایگناس گلدزیهر یهودی در رابطه با تفسیر مأثور ابن عباس می گوید: «ابن عباس در دریافت های تفسیری خود از کسانی از جمله کعب الاحبار و عبدالله بن سلام استفاده نموده است در حالی که این دو نفر یهودی بودند و به اسلام گرویده اند. » 

ابن عباس مهمترین شخصیت تفسیری است که آماج انتقادهای مستشرقان قرار گرفته است. می توان هدف مستشرقان از نقد شخصیت ابن عباس را در وجود روایات تفسیری زیاد از این صحابی و همچنین موثر بودن او در ایجاد مکتب تفسیری و تربیت مفسران سده اول هجری دانست. افرادی همچون گلدزیهر- کاتانی و لوث بیشترین شبهات را در این زمینه وارد نموده اند.

ب) تشکیک در روایات تفسیری

مستشرقان علاوه بر نقد مفسرین ، در بسیاری از روایات تفسیری نیز خدشه وارد نموده اند. هنری لامنس در مورد روایات تفسیری ابن عباس به عنوان یکی از بزرگترین راویان حدیث و مفسران سده اول هجری می نویسد:« ... اغلب روایات نقل شده از این شخصیت(ابن عباس) برای بیان مسائل شرعیه ، رفع نزاع در مباحث کلامی و صرفا برای توضیح وضع گردیده اند که حتی گاهی جنبه سرگرمی و تفریح پیدا می کنند!!» 

همچنین گلدزیهر در این باره می نویسد:

« بیشتر روایات تفسیری در قرن دوم یا سوم هجری و در اثر اختلافات سیاسی،اجتماعی و عقیدتی در میان مسلمانان شکل گرفت که باعث آن شد تا هر فرقه ای برای اثبات نظر خود و رد نظریات دیگران این روایات را مطرح نماید لذا نمی توان به این روایات اعتماد نمود» 

کلام هنری لامنس و به تبع او گلدزیهر قابل خدشه می باشد چرا که نگارش احادیث در قرن اول هجری و به دنبال آن نقل روایات و جرح و تعدیل افراد و سخت گیری در قبول احادیث از جانب محدثین موید این مطلب می باشد که مسلمانان اهتمام زیادی در نقل احادیث صحیح و مسند داشته اند. 

هرچند که احادیث اهل سنت در زمینه نگارش تا حدودی به تأخیر افتاد اما این روایات از جانب ائمه معصومین(ع) پیوسته مورد توجه بوده وروایات فراوانی در این زمینه وجود دارد که کتاب های زیادی به املاء پیامبر اکرم و نگارش امیرالمؤمنین(ع)تدوین گردید که به صورت میراثی مکتوب در نزد ائمه باقی مانده است. 

گلدزیهر همچنین کثرت روایات تفسیری مجعوله را مهمترین دلیل برعدم اعتماد به آنها می داند.   در واقع کثرت روایات مجعوله در مقوله تفسیر ضعف بزرگی است که البته به معنی طرح و رد تمامی این روایات نمی باشد چرا که روایات تفسیری صحیح و منتسب به پیامبر اکرم (ص) کثرتش اگر نگوییم بیشتر از روایات مجعوله می باشد لااقل هم ردیف آن می باشد. 

افرادی نیز همچون شاخت که تأثیر زیادی از گلدزیهر و افکار او داشته اند این نظریه را به شدت بسط داده اند که البته نه تنها از جانب مسلمانان مورد طعن واقع شده بلکه مستشرقانی همچون مونتگمری وات در کتاب محمد در مکه نیز رأی و نظر این گروه را مورد خدشه قرار داده اند. 

گلدزیهر همچنین در خصوص تفسیر و روایات آن در مذهب شیعه بیان می کند که عمده روایات تفسیری شیعه در قرن دوم هجری در کتاب جابربن یزید جعفی(128ه) جمع آوری شده بود که این کتاب از میان رفته است و تنها گوشه هایی از آن در کتب بعد از آن مانند تفسیر علی بن ابراهیم قمی گرد آوری شده است. 

او در واقع می خواهد بدینوسیله صحت روایات وارده در کتب تفسیری شیعه را مورد خدشه قرار داده و فاصله صدور روایات تفسیری تا نگارش آن و از بین رفتن تنها کتاب جمع آوری شده در این زمینه را متذکر شود.

البته این مستشرق از تاریخ صدور روایات و جمع آن در نزد ائمه اطهار(ع) و همچنین شاگردان بزرگ آن ذوات مقدسه غفلت ورزیده و نقل های قطعی در این زمینه را بیان ننموده است.

ج) مردود دانستن تفاسیر مأثور 

مستشرقان با آن دسته ازمفسرانی همرا گردیده اند که روایات حدیثی را ارج ننهاده و تنها با عقل خویش سعی در کشف معارف الهی دارند لذا در همین راستا با تعریف های بسیار از تفاسیر اجتهاد گونه به دور از نقلیات و نقد تفاسیر نقلی سعی در تخریب ریشه های تفسیر قرآن کریم دارند. تئودور نولدکه آلمانی در رد تفسیر شریف قمی می نویسد: این تفسیر آمیخته ای از حماقت و دروغ است! 

.

همچنین گولدزیهر نیز در این زمینه بیان می دارد که عمده تفاسیر نقلی در نقل جعلیات و اسرائیلیات گوی سبقت را از یکدیگر ربوده اند و عمدتا از کتاب هایی چون تورات و انجیل گرفته شده اند. 

د) اثبات تحریف قرآن کریم با استفاده از کلام مفسران

تعدادی از مستشرقان در مطالعات تفسیری خود با مشکل دانستن برخی معانی کلمات قرآن توضیح مفسرین در ذیل این کلمه را دلیل بر اعمال سلیقه کتاب وحی در نگارش الفاظ قرآن می دانند چرا که منی مورد نظر مفسرین با معنی کلمه کاملا متفاوت بوده و هیچگونه ارتباطی به یکدیگر ندارند. لذا آنها با استفاده از اقوال مفسران در ریشه شناسی لغات و تفسیر آن سعی در اثبات وجود اشکالات عدیده در قرآن کریم دارند.به عنوان مثال شخصی با نام بیلامی 22 کلمه مشکل را در سلسله مقالاتی مطرح و به رد نظرات  مفسرین در معنی و تفسیر کلمه می پردازد. او کلمه امت را درآیه وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَيَقُولُنَّ ما يَحْبِسُهُ أَلا يَوْمَ يَأْتيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُن‏  طبق نظر مفسرین مسلمان به معنی مدت زمان خاصی می داند و می گوید طبق این معنی می بایست تای مربوطة امة به دال تبدیل شود چرا که کتاب وحی آن را به سلیقه خود امة گذاشته اند. در واقع او می خواهد قول مفسرین در بیان این معنی را دلیلی بر اثبات تحریف قرآن نیز قرار دهد. 

 البته در جواب باید گفت که بعضی کلمات در قرآن کریم از جمله وجوه و نظایر به حساب آمده و ممکن است تا چندین معنا داشت باشند. به عنوان مثال لفظ امت در قرآن کریم دارای معانی متعدد بوده که یکی از آن معانی زمان می باشد. 

شاخصه های نگارش تفسیر توسط مستشرقین

زمانى كه به كتاب هاى مختلف مستشرقان در موضوع تفسير مى نگريم, اين آثار را مجموعه اى تأثير پذيرفته از مشخصه هایی می یابیم که ما را در راه شناخت نظرات آنها و نقد و بررسی آن یاری می نماید.

از آنجمله می توان به این موارد اشاره نمود: 

1- گزینشی بودن نوشته هاى تفسيرى. این ویِگی باعث می شود تا آنها در دریافت های تفسیری خود دچار مشکل و عدم واقع بینی گردیده و با پیش فرض های ذهنی خود سعی در اثبات فرضیه خود در خصوص تفسیر آیات قرآن کریم داشته باشند. 

2- شخصى بودن و تأثير پذيرى از اعتقادات فردى مطالعات مستشرقان است كه خود به باورهاى دينى گذشته مستشرق برگشت دارد.

3- سطحى نگرى و فقدان عمق علمى ـ شناختى مطالعات مستشرقان . اين كاستى در دو زمينه محتوا و روش رخ داده است. در زمينه محتوا و مضمون, بسيار آشكار است كه نوشته هاى تفسيرى آنان از فقر معرفتى و عدم آگاهى از بديهيات دانش تفسير لبريز است, اين جداى از اهمال و سستى مستشرقان در مراجعه به منابع اصيل عربى است

4- پراكندگى و گونه گونى نوشته هاى تفسيرى مستشرقان که با توجه به این مطلب زمینه حمل بسیاری از علوم جدید را بر قرآن فراهم آورده اند .

عوامل اصلی خطای مستشرقان در مطالعات تفسیری

وقتى به نوشته هاى تفسيرى مستشرقان و روش آنان ـ آن گونه كه خودشان تصور مى كنند ـ مراجعه مى كنيم, با يك اشتراك در روش و هدف مستشرقان با ايده هاى باطل اهل بدعت قديم مواجه مى شويم كه دانش اندوزى را با هدف نابودى آن مى خواستند و براى رسيدن به اين هدف هرگونه سختى و دشوارى را در مى نورديدند. دانشمندان اسلامى از گذشته, درباره اسباب انحراف تفسير اهل بدعت, فراوان سخن گفته اند, اما انحراف نوشته هاى تفسيرى مستشرقان دوره معاصر به چند سبب بر مى گردد

1- عدم اطلاع از دانش تفسیر و علوم قرآن

مفسّر قرآن، كسى است كه بر اساس منابع، مستندات و قرائن معتبر و به وسيله روش صحيح، به استنباط از متن قرآن مى‏پردازد تا معانى و مقاصد خداى متعال را روشن سازد.

مفسر بايد داراى تخصص كافى و علوم و آگاهى‏هاى لازم و شرايط روحى و اخلاقى متناسب باشد تا بتواند تفسير معتبرى ارائه كند؛ وگرنه گرفتار تفسير به رأى مى‏شود و تفسيرى غير معتبر ارائه مى‏كند 

مستشرقان در برخورد با آیات قرآن کریم و تفسیر آن بدون اطلاع از دانش تفسیر و مبادی آن اقدام به تفسیر قرآن کرم نموده اند که نتیجه آن عدم درک صحیح نسبت به آیات شده است. به گفته دکتر محمد علی الصغیر دانش تفسیر و دیگر علوم مرتبط با آن شرط اساسی ورود به کشف معانی و مفاهیم بلند و آسمانی این کتاب عظیم می باشد.در واقع آن کسی مفسر می باشد که با رخورداری از دانش های مورد نیاز و با حفظ تقوا به این امر دشوار قدم گذارد.  

در خصوص عدم اطلاع مستشرقان از دانش تفسیر و مقدمات آن می توان به تفسیر مونتگمری وات(William Montgomery Watt) از آیه استئذان اشاره نمود: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ 

او با توجه به این آیه و آیات دیگر(نور:27-30-31) با نگاه مجموعی قائل به این می شود که مسلمین منحط ترین افراد از حیث اخلاق بوده اند و به همین دلیل خداوند در آیات فراوان بارها به آنها در خصوص رفتارهای ناژسن هشدار میدهد. 

همچنین این عدم اطلاع از دانش های تفسیری را می توان در مطالعات دیگر مستشرقان نظیرگوستاو وایل-جان بیرک و دیگران نیز مشاهده نمود. 

مشاهده می شود که نوع برداشت وات از آیات قرآن کریم به واسطه عدم اطلاع از برخی قضایای تاریخی و اسباب نزول می باشد می توان گفت که نخستين جاى ظهور جهل مستشرقان به لوازم اين دانش, عدم اعتناى آنان به آداب و قواعد دانش تفسير است. از آنجا كه چندين دهه است در انديشه آنان چنين تثبيت شده كه تفسير قرآن حتى براى منكر الهى بودن آن هم ممكن است; همچنين براى كسى كه بخواهد از ادله انتساب متن قرآن به بشر سخن بگويد.

2- عدم اطلاع از علم لغت و زبان شناسی

از جمله مسائلی که مستشرقان نسبت به آن کاستی دارند علم زبان شناسی و لغت شناسی عربی می باشد . مستشرقان مشهور حتى به نيكى نمى توانند عربى سخن بگويند ويا فهمى درست از نوشته عربى داشته باشند, با اينكه آنان در دوران موقت استعمار, ساليانى چند در ميان عرب زبانان زندگى كردند. مستشرقان غير مشاهير نيز فاصله زيادى با زبان عربى دارند. افزون بر اينكه مستشرقان متأخر, زبان هاى اصلى خودشان را در دانشگاه هاى غربى به طور كامل آموزش مى بينند. با نگاهى به نظام آموزش عالى غرب, با اشكالاتى در روش مناظره و مجادله به زبان اصلى و قومى هر كشورى مواجه مى شويم. 

ضعف خاورشناسان در زبان عرب به گونه ای است که حتی خود خاورشناسان نیز به این مطلب اذعان داشته و آن را زمینه ای در دشوار نمودن فهم قرآن میدانند. 

توماس کارلایل اسکاتلندی(( Thomas Carlyle در این باره می نویسد: دانشمندان غربی هنگام مراجعه به قرآن سعی در یافتن معانی لغات آن می کنند و از هرطریق حتی مراجعه به جراید و مطبوعات لغت فوق را کشف می نمایند که این امر کیفیت مطالعاتشان را تا حد زیادی تقلیل بخشید است. 

از همین جاست که کازانوفا لفظ امی را به معنی ملت من ترجمه نموده است 

3-بهره گیری از روش های تفسیری نامناسب

روش تفسیری عبارت است از طريق و شيوه‏اى كه، هر مفسر، بريا تفسير يك يا چند آيه انتخاب مى‏كند و غالباً بستگى دارد به ابزارى كه در تفسير به كار مى‏برد  که از آن جمله می توان به روش قرآن به قرآن-روایی-عقلی و اجتهادی-موضوعی و سایر روش های رایج اشاره نمود.

خاورشناسان براي آسان شدن امر پژوهش و رسيدن به نتايج مطلوب از روش‌هاي متنوع بهره جسته‌اند. نقائص روش‌هاي مورد استفادة آن‌ها زماني خود‌نمايي مي‌كند كه به نتايج متضاد به دست آمده توسط آن‌ها در موضوعات قرآني ـ اسلامي توجه شود. طبق بررسی های انجام شده مستشرقان با بهره گیری از روش هایی همچون وش پديدارشناسي، جامعه‌شناختي، روان‌شناختي، زبان‌شناسي يا معناشناسي و روش تطبيق سعی در تفسیر آیات قرآن دارند. 

عمده روش های تفسیری مذکور دارای کاستی های ویِه ای بوده است که به واسطه آن خللزیادی در آثار خاورشناسان دیده می شود.هرچند که استفاده از برخی روش های مناسب مانند روش پدیدار شناسی باعث شده است برخي از خاورشناسان در مقابل گروه ديگر از همكاران خود، بايستند و به شبهات آن‌ها در حوزه اسلام‌شناسي پاسخ دهند.

4- تعصب و پیشداوری های ناروا

عده ای از خاورشناسان نیز با در نظر نگرفتن اصول اولیه پژوهش با پیش فرض های خود ساخته ذهنی و با تعصب های دینی و مذهبی خود به مطالعه قرآن کریم پرداخته و سعی در ابطال آن و پررنگ نمودن نقش مذاهب خود نموده اند. این عامل نقش بسزایی در انحراف مسیر مطالعات قرآنی آنها داشته است. 

نتیجه گیری

مطالعات مستشرقان در حوزه تفسیر قرآن کریم عمدتا به دور از انصاف بوده و غالبا بیراهه را پیموده است. مطالعات تفسیری مستشرقین غالبا به صورت مطالعات پراکنده صورت گرفته است که می توان نتیجه مطالعات آنان را در ایجاد شبهات پیرامون آیات قرآن کریم بررسی نمود.آنها با نقد کتب تفسیری و روایات مربوط به تفسیر قرآن کریم عمده تفاسیر نگاشته شده تا عصر حاضر را تقلیدی دانسته و از اعتبار لازم ساقط می نمایند. مستشرقان امروزی نیز با بهره گیری از علوم موجود در غرب سعی در بازنویسی تفسیر قرآن داشته اند که به صرف ادعا باقی ماند و تنها تک نگاری هایی در این زمینه نگاشته شد. 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

1- قرآن کریم

2- ازهری،محمد بن احمد، تهذیب اللغة ، المحقق: محمد عوض مرعب ، دار احياء التراث العربي،بیروت، 2001،چاپ اول

3- بنی عامر، محمد امین حسن محمد - المستشرقون والقرآن الکریم ،دارالامل للنشر و التوزیع،اردن،1430ه.ق

4- بودلی، حيات محمد الرسول ،ترجمة عبد الحميد جودة السحار ومحمد فرج ، قاهرة 1964

5- حجتي، سيد محمد باقر، پژوهشي در تاريخ قرآن كريم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1381 هـ ش، چ 11. 

6- رضایی اصفهانی، محمد علی، درآمدی بر تفسیر علمی قرآن ، ناشر:اسوه ، قم، ١٣٧۵

7-  رضایی اصفهانی ، محمد علی، منطق تفسیر قرآن ، ناشر: مركز بين المللي ترجمه و نشر المصطفي (ص)، 1389، چاپ اول

8- رضوان، عمر بن ابراهیم ،آراءالمستشرقین حول القرآن الکریم و تفسیره، دار الطيبة ،الرياض،‏1413 / 1992 ،چاپ اوّل‏

 

9- زبیدی، محمد بن محمد، تاج العروس من جواهر القاموس ناشر:دار الفكر، بيروت ، 1414ق

10- سیوطی، جلال الدین،الاتقان فی علوم القرآن، دار الكتاب العربى‏ ،بيروت‏،سال چاپ: 1421 / 2001، چاپ: دوم‏

11- صبحی صالح،علوم الحديث ومصطلحه، ناشر : ذوی ‌القربی محل نشر : قم،1386ش

 

12- الصغیر ،محمد حسین علی اقسام التفسیر و مناهجه عند المسلمین،جامعة ام القری ، مکه،1432 ه.ش

 

13- عادل ماجد ، محمد، الفهم الاستشراقی لتفسیر القرآن الکریم،وزارة التعلیم العالی و البحث العلمی،کوفه،1428ق

  14- فیومی،احمد بن محمد، مصباح المنیر فی غریب الشرح الكبیر للرافعی، مطبعه الیمنیه عی نفقه اصحابها مصطفی البابی الحلبی و اخویه بكری و عیسی،قاهره ،1325ه.ق 

 15- کلینی،محمد بن یعقوب، اصول کافی ،دفتر نشر فرهنگ اهل بیت(ع)،قم،1373ه.ش

16- گلدزیهر،ایگناس ،مذاهب التفسیرالاسلامی ترجمة عبد الحليم النجار ، مطبعة السنه، قاهره،1995

17- معرفت،محمد هادی، التفسیر والمفسرون فی ثوب القشیب ، الجامعة الرضويه للعلوم الاسلاميه‏،مشهد،1418ه.ش،چاپ اول

18- نوبري ،علي رضا، روش‌شناسي مستشرقان در تفسير قرآن و بررسي سنّت مجله قرآن پِژوهی خاورشناسان، جلد8، سال پنجم، شماره 8، بهار و تابستان 89ص13

 

19- نولدکه،تئودور،تاريخ القران ، ترجمة جورج تامر ، نشر بیروت،  ٢٠٠٤

 

20- واتٰ ، مونتگمری ،محمد فی مکة، ترجمة شعبان برکات ،منشورات المکتبة العصریة،بیروت،1952

 

21- هرماس، عبدالرزاق بن اسماعيل دانش تفسير در نگاشته هاى مستشرقان ترجمه: على راد، ،آينه پژوهش ،  شماره 104، خرداد و تير 86

 

 

 22- Baljon: Modern Muslim Koran INTERPRETATION E.J. Brill (1968) 

23- Borber and Snt. Sten under title: Muslim Studies, vol:2, London

24- Brill_-_The_Encyclopaedia_of_Islam_Vol_5_Khe-Mahi.

25- Leaman (ed) - The Qur'an: An Encyclopedia Routledg  2006

 “What is theKoran”, The Atlantic Monthly, January 1999 ،26- Toby Lester

M.M.: Muhammad at Mecca, Oxford, 1960 27- Watt.

 

 

نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید ...


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

طراحی سایت و بهینه سازی سایت از فرا سی ام اس