وحدت اسلامی در آینه مهدویت

 

" قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُون‏"[1] ؛ "بگو: «اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است؛ كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم؛ و بعضى از ما، بعضى ديگر را- غير از خداى يگانه- به خدايى نپذيرد.» هر گاه (از اين دعوت،) سرباز زنند، بگوييد: گواه باشيد كه ما مسلمانيم!"

خداوند متعال در قرآن کریم آیه 64 سوره آل عمران اهل کتاب (اعم از یهودیان و مسیحیان) را دعوت به وحدت در مشترکات ادیان نموده تا بدینوسیله علاوه بر توجه دادن اهل کتاب به خطاهای عقیدتی خود، اسلام را تکمیل کننده ادیان آنها معرفی نماید.[2]

در واقع قرآن با اين طرز استدلال به ما مى‏آموزد، اگر كسانى حاضر نبودند در تمام اهداف مقدس با شما همكارى كنند بكوشيد لا اقل در اهداف مهم مشترك، همكارى آنها را جلب كنيد و آن را پايه‏اى براى پيشبرد اهداف مقدستان قرار دهيد.

وحدت میان ادیان آسمانی با تکیه بر مشترکات مختلف از این آیه فهمیده می شود و به مفهوم اولویت این وحدت می بایست در میان جامعه اسلامی و فِرق متشتت آن نیز بر قرار گردد؛ با این توضیح که عوامل وحدت در امت اسلامی بسیار بیشتر از مشابه آن در ادیان می باشد چرا که مشترکات فرق اسلامی و خصوصا شیعه و اهل سنت بسیار زیاد می باشد.

 

متاسفانه در بیان عوامل وحدت و پرداختن عملی به آنها بعضا گرفتار سوء تدبیر در میان امت اسلامی می باشیم به گونه ای که عوامل اتحاد ساز به عوامل اختلاف برانگیز تبدیل شده و زمینه دشمنی را فراهم می آورد.

یکی از عوامل اشتراک در اعتقادات امت اسلامی به خصوص شیعه و سنی، عقیده مهدویت و ظهور منجی است که البته نسبت به سایر عوامل مورد غفلت قرار گرفته است. اهمیت منجی گرایی و مهدی باوری نیز در میان شیعه و سنی حائز اهمیت است به گونه ای که به اتفاق فریقین عامل ایجاد عدالت جهان شمول حضرت مهدی (ع) می باشد.[3]

حمىد فتلاوی در خصوص این اشتراک سخن به میان آورده و می نویسد: "موارد الاتفاق بین اهل السنة والامامیه فی قضیه المهدی المنتظر (ع) کثیرة جدا فهم جمیعا یتفقون علی اصل الاعتقاد بصحتها و یحکمون بجهالة من انکرها، ویتفقون ان المهدی (ع) من قریشو من اهل البیت (ع) خاصة و من اولاد علی فاطمه (علیهما السلام) بشکل اخص، بالاضافة الی اتفاقهم بانه آخر الخلفا الاثنی عشر، و ان دولته حتمیة الظهور، وانها عالمیة النفوذ و انها من الوعد الالهی الثابت بالنص القرآنی و اخیرا یتفقون علی حتمیة وقوع بعض العلامات و المقدمات من الحوادث المختلفة المبشرة بقرب الظهور."[4]

 

او با ذکر این نکته که اعتقاد به ظهور مهدی (عج) از مختصات شیعه نبوده و اهل سنت نیز به آن پایبند است به موارد اشتراک در موضوع مهدویت در میان شیعه و اهل سنت پرداخته است.

اهتمام اهل سنت به جمع آوری روایات در خصوص حضرت مهدی (عج) و احوال ظهور ایشان نشان دهنده اعتقاد راسخ آنها به این امر می باشد. حافظ ابو الحسن آبری از علماء قرن چهارم اهل سنت روایات پیامبر را در این زمینه متواتر دانسته و می گوید: «قد تواترت الأخبار واستفاضت بكثرة رواتها عن المصطفى صلّى الله عليه وسلّم، في المهدي، وأنه من أهل بيته، وأنه يملك سبع سنين، ويملأ الأرض عدلاً، وأن عيسى عليه الصلاة والسلام يخرج فيساعده على قتل الدجّال، وأنه يؤم هذهِ الأمة وعيسى خلفه في طول من قصته وأمره»[5]

قرطبی مفسر کبیر اهل سنت با اشاره به تواتر اخبار در خصوص حضرت مهدی (عج) در ضمن تفسیر آیه 33 از سوره توبه می نویسد: « المهدي هو عيسى فقط، وهو غير صحيح، لأنّ الأخبار الصحاح قد تواترت على أنّ المهدي من عترة رسول الله صلى الله عليه وسلّم فلا يجوز حمله على عيسى...»[6]

همچنین برخی دیگر از علماء اهل سنت همچون سخاوی، شوکانی، سفارینی حنبلی و غیره نیز احادیث وارده در خصوص آن حضرت را متواتر دانسته و خدشه ای در آن نمی بینند.[7]

با نگاهی گذرا به کتب معتبر اهل سنت نیز می توان به خوبی روایات بسیاری را در این موضوع استقصاء نمود. آنچه در عقیده حائز اهمیت می باشد بهره مندی از مشترکات در عین اعتقاد به مختصات هر فرقه ای است که در برخی از اعتقادات، اختصاصات هر فرقه باعث دور شدن مذاهب از یکدیگر می شود در حالی که در موضوع باور به مهدویت این اختصاصات اندک و ضرری به بستر وحدت وارد نخواهد کرد. این اشتراک نیز مرهون اتفاق موجود در اصل قضیه مهدویت می باشد که ناشی از اخبار متواتری است که در مجامع روایی اهل سنت و شیعه ذکر شده است. مرحوم شهید صدر در این باره می فرمایند: «ان فکرة المهدی بوصفه القائد المنتظر لتغییر العالم الی الافضل قد جاءت فی احادیث الرسول الاعظم عموما، وفی روایات ائمة اهل البیت خصوصا و اکدت فی نصوص کثیرة بدرجة لا یمکن الیها الشک و قد احصی اربعمائة حدیث عن النبی (ص) من طرق اخواننا اهل السنة کما احصی مجموع الاخبار الواردة فی الامام المهدی من طرق الشیعة والسنة فکان من اکثر ست آلاف روایة»[8]

علاوه بر اعتقاد فریقین بر اصل قضیه مهدویت اشتراکات دیگری را نیز می توان در این جهت بر شمرد که از جمله آنها وجوب اعتقاد به امام زمان (عج) می باشد چرا که قضیه آن حضرت از موارد غیب به شمار آمده که به حکم قرآن کریم می بایست به غیب ایمان آورد. به همین دلیل قرآنی که در ابتدای سوره بقره بدان تصریح گردیده است علمایی از اهل سنت حتی با گرایش های سلفی به این مطلب استدلال نموده اند.

شیخ ناصرالدین البانی از علمای بزرگ سلفیه در این خصوص می گوید: « ان عقیدة خروج المهدی عقیدة ثابتة عنه (ص) یجب الایمان به لانها من امور الغیب و الیمان بها من صفات المتقین کما قال تعالی (الم؛ ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین؛ الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون) و ان انکارها لا یصدر الا من جاهل مکابر اسال الله تعالی ان یتوفانا علی الایمان بها و بکل ما صح فی الکتاب و السنة»[9]

جالب آن که شخصیتی مانند البانی تصریح می کند به جاهل بودن شخصی که منکر حضرت بوده و از خداوند درخواست می کند که او را بر ایمان به حضرت مهدی (عج) بمیراند.

 

اعتقاد به این امر از طریق استدلال به غیب با روایاتی که در منابع شیعه و سنی ذیل آیه 3 سوره بقره آمده است تکمیل می شود. امام صادق (ع) در تفسیر یؤمنون بالغیب می فرمایند: «من آمن بقيام القائم (عليه السلام) أنه حق».[10]

 

همچنین در روایتی از پیامبر اکرم در مدح یاران امام زمان استناد آن حضرت به این آیه را می توان مشاهده نمود. آنجا که فرمودند: «طوبى للصابرين في غيبته، طوبى للمقيمين على محبتهم، أولئك من وصفهم الله في كتابه، فقال: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ‏ و قال: أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏»[11]

از دیگر وجوه اشتراک در موضوع مهدویت می توان به این مطلب اشاره نمود که مهدی (عج) از اهل بیت پیامبر (ص) می باشد. این مطلب در روایات فریقین ثبت است که می توان از آن جمله به روایت سعید بن مسیب اشاره نمود که می گوید: « کنا عند ام سلمه فتذاکرنا المهدی فقالت: سمعت رسول الله (ص) یقول: المهدی من عترتی من ولد فاطمة».[12]

این تعبیر همچنین در روایات دیگری از شیعه و اهل سنت نیز وارد شده است.[13]

مورد دیگر از این اشتراکات که می توان بر آن تاکید نمود اتفاق فریقین بر حتمی بودن قیام آن حضرت می باشد. آن گونه که ابن مسعود از پیامبر نقل نموده که آن حضرت قیام و حکومت حضرت مهدی (عج) را قبل از پایان دنیا قطعی دانسته و فرمودند: « لا تذهب الدنیا حتی یلی امتی رجل من اهل بیتی یقال له المهدی»[14]که این روایت در مجامع اهل سنت وارد شده و مشابه آن نیز در روایات شیعه فراوان می باشد.[15]

همچنین  پیامبر در سخنی که ابوهریره را آن را نقل نموده می فرمایند: «لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطوله الله عزوجل حتی یملک رجل من اهل بیتی».[16]

مورد دیگر از اشتراکات فریقین در بحث مهدویت جهانی بودن حکومت آن حضرت است به این صورت که با ظهور ایشان تمامی ادیان و مذاهب باطل نابود شده و ظلم و جور از جهان رخت برمیبندد. در این خصوص استناد شیعه و اهل سنت به آیات و روایاتی است که در این زمینه وارد شده است. آیاتی که بشارت به حکومت آن حضرت داده به دو صورت می باشد: دسته ای نیازمند توضیح و تفسیرو تأویل برای بیان مقصود بوده و در مقابل دسته ای به قدری دلالتش واضح می باشد که از فهم عمومی نیز خارج نمی باشد. به عنوان مثال خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: « هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ‏ الْمُشْرِكُونَ»[17]

حاکم با سند صحیح از عایشه و او نیز از رسول خدا (ص) نقل نموده است که آن حضرت فرمود: «هیچ شب و روزی نمی گذرد مگر آنکه لات و عزی پرستش می شوند» عایشه به آن حضرت عرض کرد: «ای رسول خدا! من گمان کردم زمانی که خداوند آیه 9 سوره صف را نازل نمود این عبادت تمام شده است.» آن حضرت در جواب فرمودند: « این از جمله اموری است که به دست خداوند متعال است و خداوند نسیم پاکی را مبعوث می نماید تا دین کسانی که ذره ای خیر در آنان هست را نجات دهد.»[18]

همچنین روایاتی که اهل سنت از امیر المومنین در ذیل آیه « وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ »[19] نقل نموده اند نیز قابل توجه است که آن حضرت به آمدن حضرت مهدی (عج) اشاره نموده و می فرمایند: «لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيَا عَلَيْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ‏ عَلَى وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ- وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ‏»[20]

از موارد دیگر می توان به نزول حضرت عیسی در هنگامه ظهور اشاره نمود که این امر نیز به دلیل وجود روایات گوناگون از جمله موارد مشترک میان فریقین می باشد. به عنوان نمونه امام باقر (ع) نزول جناب عیسی (ع) را پس از ظهور آن حضرت از امور حتمی دانسته و فرموده اند: « الْقَائِمُ‏ مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَيَّدٌ بِالنَّصْرِ تُطْوَى لَهُ الْأَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْكُنُوزُ وَ يَبْلُغُ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ وَ يُظْهِرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ دِينَهُ‏ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‏ فَلَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ خَرَابٌ إِلَّا عُمِرَ وَ يَنْزِلُ رُوحُ اللَّهِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ع‏».[21]

این موضوع در صحیح بخاری و مسلم نیز ذکر گردیده است. در ذیل روایت ابی هریره از پیامبر آمده است که ایشان فرمودند: «کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم»[22] با وجود روایات ذکر شده، در منابع اهل سنت به صورت پی در پی به این موضوع اشاره شده است.[23]

 

موراد اشتراکات دیگری را نیز می توان ذکر کرد که از میان مهمترین آنها اشتراکات ویژه در علائم ظهور و پس از ظهور آن حضرت می باشد.

همانگونه که ملاحظه شد قوت اشتراکات میان شیعه و سنی در موضوع مهدویت بسیار اساسی بوده و اختلافات و اختصاصات هر یک از آن دو به وحدت ناشی از این عقیده هیچ ضربه ای وارد نمی نماید.

باید اضافه کرد که برخی اختلافات جزئی از قبیل اختلاف در نام پدر حضرت مهدی (عج)، اصل تولد و حضور ایشان در اعصار مختلف پس از غیبت نیز به صورت اختلاف اساسی مطرح نمی باشد چرا که اولا هیچ مدخلیتی برای نزاع و وحدت گریزی برای این اختصاصات وجود ندارد و ثانیا این مطالب اتفاقی میان تمام اهل سنت نمی باشد بلکه بسیاری از آنان حتی در نام پدر و اصل تولد با امامیه هم زبان می باشند.[24]

بنابراین باید توجه نمود که یکی از اساسی ترین مولفه های ایجاد وحدت اسلامی موضوع مهم مهدویت و اعتقاد به آن از جانب تمامی مسلمانان می باشد، به صورتی که وحدت از رهگذر این اعتقاد بسیار استحکام داشته و گسستنی نخواهد بود.

حال سوال این است که با وجود این اعتقاد مشترک و جنبه های اشتراکی متضافر آن، چرا نسبت به این عامل، جهت وحدت آفرینی میان جهان اسلام غفلت صورت گرفته و حتی از آن به عنوان عاملی افتراق آمیز میان مسلمانان یاد می شود؟

پاسخ به این سوال و تبیین گستره مهدویت در میان فرقه های اسلامی خصوصا شیعه و اهل سنت و به دست آوردن نگاه خالص آنها از مهم ترین مسائلی است که ضرورت پژوهش در این عرصه را دو چندان می نماید چرا که با نگاهی به افق روشن مهدویت و هدف از ظهور منجی که عبارت از هدایت بشر در زیر پرچم واحد است این امر مهم را تبدیل به وظیفه ای همگانی می نماید و اشتیاق جهت رسیدن به عدالت جامعه مهدوی و ظلم ستیزی در عالم می تواند راه حلی اساسی جهت تقابل با جریان های وحدت شکن و خصوصا تکفیری باشد.

به امید وحدت امت اسلامی در سایه توجهات امام عصر(عج)

روح الله سعیدی فاضل

15 شعبان المعظم 1437

 

پی نوشت

- آل عمران:64[1]

- مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج‏2، ص 594[2]

 - مهدی حمد فتلاوی، مع المهدی المنتظر فی دراسة منهجیه مقارنه بین الفکر الاسلامی الشیعی و السنی، ص9[3]

- همان، ص35[4]

- ابن حجر، تهذيب التهذيب، ج7، ص133[5]

- قرطبی، الجامع لأحكام القرآن، ج8، ص113[6]

- کتانی، نظم المتناثر من الحديث المتواتر، ص 228[7]

- سید محمد باقر الصدر، بحث حول المهدی، ص63-64[8]

- مجلة التمدن الاسلامی، ج22، ص634[9]

- بحرانی،  البرهان فى تفسير القرآن، ج‏1 ، ص 124[10]

-همان[11]

- ابن ماجه قزوینی، سنن ابن ماجه، ج2، ح4086؛ بخاری، تاریخ البخاری، ج3، ص346[12]

- مجلسی، بحارالانوار، ج51، ص43؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج4، ص557[13]

- طوسی، الغیبة، ص112[14]

- مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص206[15]

- ابن ماجه قزوینی، سنن ابن ماجه، ج2، ص982[16]

- صف:9[17]

- حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج4، ص447[18]

- قصص:5[19]

-نهج البلاغة (للصبحي صالح) ، ص 506[20]

- مجلسی، بحار الأنوار ، ج‏52 ، ص : 181[21]

- بخاری، صحیح بخاری، ج4، ص205؛ صحیح مسلم،ج1، ص136[22]

- صحیح مسلم، ج1، ص137؛ مسند احمد، ج3، ص345[23]

- حکمت الرحمة،  ائمة اهل بیت فی کتب السنة، ج27، ص6[24]

نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید ...


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

طراحی سایت و بهینه سازی سایت از فرا سی ام اس